تبليغاتX
پنج شنبه هاباانجمن نویسندگان جوان ملایر

پنج شنبه هاباانجمن نویسندگان جوان ملایر

                                     بنام خداوند خوب

تا حالا نشستي فكر كني كه توي زندگي چه زخمهايي هست كه روحت رو مثل خوره آهسته در انزوا ميخوره و ميتراشه؟ يا دردهايي كه نتوني براي كسي بازگوشون كني ؟ تنها به اين دليل كه كسي باورشون نميكنه ؟ شده ؟ من كه هرچي نشستم فكر كردم عقلم به جايي قد نداد . چرا درد و غم زياد بود ولي شرايطي رو كه من ميخواستم نداشتند چون هر كدوم رو كه روي كاغذ آوردم و دنبالش رو گرفتم ديدم كه نه، هم باور كردنيه و هم حل شدني . جالبه آخر،  همشون هم به يكجا ختم ميشد . به كرم و لطف خدا . چقدر خوب شد كه زمين بوجود اومد و چقدر خوب شد كه آدم و هوا اشتباه كردن و چقدر خوب شد كه من به اينجا فرستاده شدم وگر نه هيچوقت به قدرت خدا پي نمي بردم . شما چي ؟ شما هم راضي هستيد يا كه نه ؟

 

صفحه وبلاگ آذر  انجمن نويسندگان جوان ملاير 1387 را مزين مي كنيم به نام استاد داستان نويس و معلم بزرگ اين عرصه شادروان ابراهيم گلستان . روحش شاد و يادش گرامي باد .

 

 

 

ابراهيم گلستان

ابراهيم گلستان در سال 1301بدنيا آمد. او فارغ التحصيل رشته ادبيات دانشگاه تهران و نويسنده داستان هاي مدو مه، كشتي شكسته ها ،جوي و ديوار تشنه،آذرماه آخرپاييز،شكار سايه، دون ژوان پدر جهنم و اسر ار گنج دره جني است. در اواخر دهه 1330 كارگاه فيلم گلستان آشكار از دفاتر و انبارهايي كه در تهران به نام استوديو فيلم ساتزي به كار توليد فيلم سينمايي اشتغال داشتند يك سر و گردن بلندتر بود؛چه از حيث لوازم و تجهيزات فيلم برداري و صداگذاري و چه حيث قابليتهاي فكري و خلاقيت هاي هنري،چنان كه خود او گفته است در مدت سه چهارسال، يعني تا پايان دهه 1330 دست كم سيصد فيلم مستند خارجي در زمينه هاي علمي و صنعتي يا عمومي توسط آنها ترجمه يا صداگذاري شد. موقعي كه گلستان در مقام كارمند بلند پايه انتشارات شركت نفت در آبادان با اعتبار كنسرو سيوم ابزار فيلم برداري و دستگاههاي نمايش فيلم وارد كرد و سازمان فيلم سازي خود را بنا گذاشت تا فيلمهاي ايراد گرفتند وبه طعنه از فعاليت هاي صنعتي بسازد پاره از دوستان ايام جواني او و روشنفكران تند مزاج به او ايراد گرفتند و به طعنه از گلستان نفتي سخن گفتند كه همه چيزش را البته نه به بهايي اندك فروخته است.اما گلستان كار گل و كار حسابي را با هم در آميخت و بر اساس قراردادي با شركت هاي عامل نفت در ايران فيلم هاي ساخت كه تعدادي از آنها كم نظيرند .مثل موج مرجان خارا (با همكارالن پندري، نيلسون باكسترو فروغ فرخزاد( 1341-1337)او هم چنين فيلم هاي ديگري مثل از قطره تا در دريا (1336)يك آتش(1337) خواستگاري(1341)تپه هاي مارليك (1342)خانه سياه است (فروغ فرخزاد1342) وخراب آباد/ما آدميم(1340)رابا سرمايه خودو يا مشاركت موسسه هاي ديگر كارگرداني يا تهيه كرده است. گلستان در تابستان 1340 براي ساختن فيلم دريا بر اساس داستان كوتاه چرا دريا توفاني شده بود! نوشته صادق چوبك اقدام كرد كه به سرانجام نرسيد.گلستان نخستين فيلم بلند سينمايي خود را با نام اسرارگنج دره جني در نمايش اول پس از چند روز توقف شد و سال 57 با وزيدن نسيم انقلاب را پيش بيني كرده بود،دو سه سال پيش از انقلاب استوديو يش را در تلويزيون ملي فروخت و به انگلستان كوچيد واز آن پس در خانه اي قصر مانند در حومه لندن زندگي مي كند، گفته مي شود او مانند دوران جواني اش كمك هاي مالي اش را از دوستان وفادارش حتي در ايران دريغ نكرده است.

...............................................................................................

چهارمین شماره از نشریه الکترونیکی زاگرس استوری به روز شد

در این شماره داستانی از خلیل رشنوی به نام ((اعدام)) . 

(( گره)) داستانی از شیوا رمضانی

((خانه ابراهیم ))داستانی از محمد غلامی نویسنده همدانی .

سه داستان کوتاه کوتاه  به ترجمه علی شاه علی .

به همراه چنر خبر ادبی از گوشه و کنار استانهای زاگرس نشین و ۴ داستان کوتاه دیگر از نویسندگان غرب کشور

http://www.zagrosstory.blogfa.com

زاگرس استوری پاتوق ادبی است برای نویسندگان استانهای زاگرس نشین

.........................................................................

داستان ... داستان ... داستان ...

اولين داستاني كه برايتان در نظر گرفته ايم موجها نوشته آقاي علي رضايي است . رضايي خود با اشاره به نام داستان توضيح داده كه نام و داستان را با الهام از زندگينامه ورجينيا وولف به روي كاغذ آورده . با هم اين داستان كوتاه را مطالعه مي كنيم .

 

موجها

سلانه سلانه كه قدم ميزنم سوزش پايم را بيشتر حس مي كنم . شايد تكه اي از يك بطري ، شايد سنگ نوك تيزي پايم را بريده باشد.لكه هاي خون از چندين متر عقب تر ، بزرگ و بزرگتر شده است. حالا شكل پايم را درست مي بينم.فرياد سنگ هاي ريخته شده در آنطرف رودخانه را ميشنوم.از كنار پل، رودخانه در حركت است، ولي از بالاي پل رودخانه ايستاده .

زن چاقي كه دست دختر بچه، نه پسر بچه ، اصلن چه فرقي مي كند، در دستش است از پل رد ميشود، به من كه ميرسد بچه پاهاي من را نشان ميدهد و خودش را در آغوش مادر محكم ميكند.

اول از سنگريزه ها شروع مي كنم.جيب سمت چپ نيم تنه ام ، بيش از حد پر شده.لكه اي از خاك زمين معلوم ميشود.چند جوانه از خاك نمور سَر در آورده اند.كف پاهايم لزج شده است. رنگ سبز درختان بالا و پايين ميشود. تا رودخانه چند قدم بيشتر فاصله ندارم. به سنگريزه ها قول دادم ، آنها را به دريا برسانم.اصلن بايد به دريا برسم فكر ميكنم چند روز طول بكشد.اگر...

ماهيچه هاي شل شده بدنم، تحمل جيب هاي سنگين و برجسته ام را ندارند.اگر امروز نتوانم به رودخانه برسم نميدانم كي ... شايد هم ... . بازيي كه پدر و مادرم در كثيف ترين لحظه شروع كرده اند ، در بهترين لحظه تمام مي كنم . ولي اگر به رودخانه نرسم ... .

 

-     كفش هايت را بيرون بياور ، حالا جزر است ، چند ساعتي ميشود كه آب پايين رفته ، ديشب آب تا كنار چراغ ها بالا آمده بود.

-     به اين سوراخ ها نگاه كن ، تمام آنها كج هستند . حواست باشد ، پاهايت را رويشان نگذاري دوست داري در خانه هايشان زنداني بشوند؟

-     نگاه كن ...چقدر كوچك و ظريف است ، يادت مي آيد در كتابهاي دبستان نوشته بود :((خون خرچنگ ها آبي است )) .

-     چرا ؟ آخر چرا اين كار را كردي ، اين كوچو لو كه خون ندارد .اگر مادرش تو را ميديد حتمن با قدرت تمام انگشت هاي پايت را گاز ميگرفت .

-         به نظر تو مادرش العان كجاست؟

-     بيا كج كج راه بريم ، وقتي مستقيم حركت مي كنيم مثل غريبه ها با ما برخورد مي كنند . اينجا به خورشيد نزديكتر است ، اگر همينطور ادامه بدهيم به خورشيد ميرسيم.

-         نترس ، دستت را به من بده و به خورشيد نگاه كن.

 

با اينكه نور لامپ قسمت كمي از تراس را روشن كرده بود، هنوز ميتوانست تمام آن را تصور كند .سايه شب پره هاي دور لامپ ، مثل اشباحي دور سرش مي چرخيدند . قسمت كوچكي  كه از ماه ميدرخشيد ، زير ابر سياه و قرمز نا پديد شد . ابر سياه از جلوي ماه كه رد مي شد ، رنگ صورتي روشن پيدا ميكرد.

قطره ي باران از روي برگي سر خورد و روي غنچه افتاد . لامپ روي تراس آنقدر چشمك زد تا خاموش شد .چكمه ي كنار نرده واكس براقش را زير باران از دست داده و پر از آب شده است . ساعت هنوز همان جا كنار گلدان خشك هشت بعد از ظهر را نشان ميدهد.

 

نوروز 1387 بوشهر

                                                   (( انجمن نويسندگان جوان ملاير ))

...........................................................................................

گزارش ... گزارش ... گزارش ...

ششمين جايزه ادبي اصفهان پنجشنبه شب با معرفي نويسندگان برتر در بخش‌هاي مجموعه داستان، كودك و نوجوان، رمان و بخش ويژه فانتزي برگزار شد.

به گزارش ايرنا، معاون امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در آيين اختتاميه اين جايزه گفت

تاريخ ادبيات داستاني ايران با غناي خود مي‌تواند نويسندگان امروز را تقويت كند و باعث عبور نام آنان از مرزها شود و وزارت ارشاد و نهادهاي ديگر طرحها و برنامه‌هاي متعددي براي معرفي نويسندگان موفق ايراني به دنياي ادبيات داستاني دارد.

در ادامه اين مراسم نويسندگان برتر ششمين جايزه ادبي معرفي شدند.

در بخش مجموعه داستان از ميان‪ ۶۱اثر رسيده به دبيرخانه مجموعه داستان "گوساله سرگردان" اثر مجيد قيصري ، "عشق روي چاكراي دوم" از ناتاش اميري و "آن گوشه دنج سمت چپ" نوشته مهدي ربي به ترتيب اول تا سوم شدند .

 از ميان 51  رمان رسيده به دبيرخانه مفيدآقا " نوشته مرتضي كربلايي لو ، كافه پيانو " اثر فرهاد جعفري " ، آخرين سفر زرتشت " از فرهاد كشوري به ترتيب اول تا سوم شدند .

همچنين در بخش كودك و نوجوان "من بابام و دماغ بابام" اثر محمدرضا شمس" "پسر كرم بدوش و خندق بلا" از نرگس آبيار و "بچه غول بايد توي مدرسه‌بماند" نوشته سيد نويد سيدعلي اكبر اول تا سوم شدند

.....................................................................................

فراخوان جشنواره ، ويژه انجمن هاي ادبي شهرستان ملاير

 

انجمن نويسندگان جوان ملاير برگزار مي كند

اولين مسابقه ادبي نويسندگان و شاعران برتر ملاير – آذر ماه 87

جشنواره فصلي – انتخاب بهترين داستان نوشته شده و بهترين شعر سروده شده در پاييز 1387 در هفته آخر آذر ماه به ميزباني انجمن نويسندگان برگزار ميشود.

علاقمندان به شركت در اين جشنواره ميتوانند آثار خود را تا روز 20/ آذر / 1387 به مسئول روابط عمومي انجمن نويسندگان جوان ملاير آقاي سعيد حسين پور يا  مسئول امور انجمن ها واقع در اداره ارشاد آقاي اسدي تحويل بدهند .

آثار مي بايست در پاييز سال جاري نوشته شده باشد . از ارسال آثار قديمي ، خودداري كنيد .

اثر مي بايست در جلسات يكي از انجمن هاي ادبي ( شهريار- بهار – صرير – معراج – فرهنگيان – نويسندگان جوان ) خوانده شده و مورد نقد قرار گرفته شده باشد.

محدوديت سني براي شركت كنندگان وجود ندارد .

موضوع آزاد مي باشد و تنها ملاك انتخاب بهترين داستان و شعر مي باشد . لذا هيچگونه امتيازي براي اشعار و داستانها با موضوعات ويژه لحاظ نميشود.

محدوديت ارسال اثر وجود ندارد هر فرد ميتواند تمام آثار نوشته شده خود را با شرايط بالا در مسابقه شركت دهد.

شركت كنندگان بايد حتمن عضو يكي از انجمن هاي فعال شهرستان ملاير باشند .

نحوه داوري :

اين مرحله به دو صورت انجام مي گيرد .

ابتدا آثار توسط داوران اصلي كه مشتمل بر دو داستان نويس و دو شاعر خوب ملايري يا ميهمان امتياز داده ميشوند .

بعد آثار راه يافته به دور بعدي در قالب يك كتابچه چاپ و در دسترس اعضا انجمنها قرار گرفته و امتياز بندي ميشود.

در پايان امتيازات جمع بندي و معدل با توجه با معدل گيري  به صاحب بهترين اثر همراه با لوح تقدير جايزه نقدي و غير نقدي اهدا خواهد شد .

اين جشنواره قرار است به صورت فصلي برگزار شود . گفتني است نفرات برگزيده هر فصل قادر به شركت در ديگر مسابقات فصلهاي ديگر سال نيستند تا اتمام سال .

اميد است با شركت در اين مسابقه ما را دلگرم و ياري نماييد .

....................................................................................

داستان ... داستان ... داستان ...

آينه نام داستاني از آقاي محمدرضا سبزواري است. كوتاه،كوتاه و لايه اي بودن از جمله خصوصيات داستانهاي اين نويسنده جوان ميباشد . آينه را ميتوان يكي از موفق ترين آثار سبزواري دانست . كسب رتبه نخست دهمين جشنواره استاني رزن ميتواند خود مهر تاييدي بر نظر ما باشد . با هم اين داستان را مطالعه مي كنيم .

 

آينه

ننم مچ دستم را محكم ميگيرد و ميچرخاند روي دود اسفند .اَشك به چشم دارد ميگويد – اِسفند دونه دونه ... هركه پسرمو چِش كنه... آقام ميگويد

-خوب بشو نيست. هم خودتو عذاب ميدي هم بچه رو.دكترم...اينا از قيافشم معلومه. همشون عين هَمن.صورت گرد ، چشم ريز ، كله كچل ...

ننم اسفند را ميبرد آشپز خانه. آقام داد ميزند.(( عقب ماندس... عين پسر مش اَمير.هرچي بزرگتر بشه...))

گريه ميكنم. آقام پستانك را ميچپاند توي دهانم.ننم مي آيد.از روي زمين بلندم ميكند .توي بغلش ميگيردم .با دست چند تا پشت كمرم ميزند.تكان تكانم ميدهد.پلكهايم سنگيني ميكند.توي دست راستم يك خودكار است.ميكشم روي كاغذ .كاغذ نيست !... آينه است.صورتم گرد شده. چشم هايم ريز... كله ام مو ندارد.

براي خودم مو ميكشم.خودكار قرمز است.سرم را خراش ميدهد.خون تمام آينه را پر ميكند. چشمهايم را باز ميكنم.ننم آغوشم ميگيرد. پيرهنش را ميزند بالا ميگويد بخور... آقام ميگويد

-       ناخوشي خورد ، ولش كن پدر سگ...

گريه ميكنم . پلكهايم سنگيني ميكند. توي دست راستم يك خودكار است.

 پايان

                                          ( اَنجمن نويسندگان جوان ملاير )

 

..............................................................................................

ويژه انجمن هاي ادبي استان همدان

 

انجمن داستان مهر برگزار مي كند

 

نخستين جشنواره داستان كوتاه مهر

 

از كليه داستان نويسان استان همدان دعوت به عمل مي آيد تا با ارسال داستانهاي خود به دبيرخانه اولين جشنواره ادبي مهر اين انجمن را در برگزاري هرچه با شكوه تر اين جشن ادبي ياري نمايند .

شرايط شركت :

1 – هر نويسنده مي بايست 2 داستان كوتاه ارسال نمايد.

2 – آثار بايد توسط  نرم افزارword  با فونت 12 تايپ شده باشد.( آثار دست نويس از مرحله ي اول داوري خارج خواهند شد )

3- هر نويسنده  بايد كليه مشخصات شخصي به اضافه آدرس پستي و شماره تلفن خود را همراه آثار پست نمايد.

4 – موضوع داستان ها آزاد مي باشد .

* البته از داستانهايي كه به موضوعاتي خاص چون دفاع مقدس .جهاد و شهادت و موضوعات مذهبي پرداخته اند به صورت شايسته اي تقدير و نشكر خواهد شد .

5 – شركت كنندگان بايد از هر اثر 3 نسخه كپي به دبيرخانه ارسال نمايند .

 

آخرين مهلت براي ارسال اثر 15 آذرماه 1387 مي باشد.

 

عزيزان مشتاق به شركت در اين جشنواره ميتوانند آثارشان را به آدرس زير

 همدان – اداره ارشاد و فرهنگ اسلامي همدان – انجمن داستان مهر – دبيرخانه نخستين جشنواره داستان مهر – سركار خانم سماوات مسئول انجمن داستان مهر همدان .

ارسال نمايند .

.........................................................................................................

لطفن مطالعه نماييد ... لطفن مطالعه نماييد ... لطفن مطالعه نماييد ...

 

                    بيست كليد طلايي براي نا نويسندگان    

 

جودی دلتون در مه سال 1931 در سینت پل مینه سوتا ایالات متحده آمریکا به دنیا آمد و بیشتر سال‌های عمر خود را در همین شهر گذراند. وی بعدها پس از گذرندان تحصیلات عالی‌اش در دانشکده سینت کاترین به عنوان معلم مشغول کار شد. اما در سال 1971 در 39 سالگی با وجود داشتن 4 فرزند و جدایی از شوهرش، تصمیم گرفت نویسنده شود! و بالاخره با سماجت و پشتکار توانست از راه قلم زندگی خود را اداره کند. وی بیش از دویست کتاب برای کودکان و نوجوانان و مقالات بسیاری در مطبوعات نوشت و سال‌ها برای هنرجویان تدریس نویسندگی کرد. از میان آثار او، کتاب‌های کیتی، فرشته و پیشاهنگ‌ها از همه مشهورتر است. دلتون در اثر یک بیماری عفونی در سال 2002 درگذشت.

.................................................................................................

1

در نوشتن امروز و فردا نکنید:

همه آنها که حرف‌شان با حسن نیت همراه نیست می‌گویند یک روز کتابی می‌نویسم اما هیچ وقت آن را نمی‌‌‌نویسند. چون دائم امروز و فردا می‌کنند. البته نمی دانم چرا مردم دبیشتر برای نوشتن امروز و فردا می‌کنند تا کارهای دیگر؛ شاید چون نویسنده کتاب بودن خیلی لذت دارد، ولی نوشتن خیلی سخت است! شاید یک دلیل مهم برای ننوشتن این افراد این باشد که آن‌ها مجبور نیستند که بنویسند. نوشتن در زندگی آن‌ها هرگز نیاز درجه اول نبوده است. پرداختن به دو اولویت اصلی، سخت یا حتی غیرممکن است.

2

نوشتن اثر را با حرف زدن در مورد آن به تاخیر نیاندازید                
حرف زدن در مورد سوژه‌ها خیلی لذت‌بخش است. در واقع بهترین سرگرمی نویسنده‌ها موقع دیدن همدیگر صحبت راجع به سوژه‌هاست. مثلا نویسنده الف به نویسنده ب می‌گوید: «یک سوژه عالی برای نوشتن رمان دارم گوش کن؛ راجع به دختری است که می‌خواهد خودکشی کند. داستان در آلاسکا اتفاق می‌افتد. این دختر پسر عمه‌ای دارد که....» بعد آن‌ها دوباره قهوه سفارش می‌دهند و ساعت‌ها وقت نویسنده تلف می‌شود، حال آن که می‌توانست با استفاده از همین چند ساعت، قسمت‌هایی از داستانش را بنویسد. اما حالا ممکن است هرگز این داستان را ننویسد. چون نویسنده الف با بیان سوژه قوی‌اش برای دیگری، از فشار احساسی آن راحت شده است. ضمن اینکه واکنش فرد مقابل را دیده و ستایش او را شنیده است و دیگر واقعا احتیاجی ندارد که داستانش را بنویسد.

 

3

سعی نکنید بهترین اثر دنیا را خلق کنید  و از شکست هم نترسید                        :
پشت ماشین تحریرتان با آرزوهای بزرگ ننشینید و بازیگوشی کنید و حرف‌هایتان را روی کاغذ بیاورید. چون الان وقت رعایت قوانین خشک نیست. زمان، زمان صداقت است: بیان درونیات و آزادی در بیان هر چیزی که دلتان می‌خواهد بگویید. می‌توانید داستان یا اثر غیرداستانی بنویسید. می‌توانید اثری بنویسید که پر از غلط املایی است.

4

دست از نوشتن نکشید تا نوشته‌تان را تحسین کنید یا از آن ایراد بگیرید                  :
موقع نوشتن، ویرایش نکنید. موقع نوشتن دربارة مطلبتان قضاوت نکنید. چیزهایی را که همین الان نوشته‌اید تغییر ندهید. موقع نوشتن، املای کلمات را تصحیح نکنید. نویسنده‌ةایی که موقع نوشتن مطالبشان را بازنویسی می‌کنند هیچ وقت نوشته‌شان را تمام نمی‌کنند. به خودتان امکان بهتر شدن بدهید و بگذارید روی کاغذ بشکفید. بگذارید نوشته‌تان بسط پیدا کند و آزادانه بر قلمتان جاری شود. بنابراین پس از تمام کردن رمان، رمان کامل را تا مدتی، یک روز، یک شب یا حتی یکی دو هفته در فریزر بگذارید! سپس آن را بخوانید و چیزهایی را که لازم می‌دانید تغییر دهید. اما فقط هنگامی که نوشته‌تان سرد شد این کار را بکنید، نه وقتی که داغ داغ است و تازه آن را تایپ کرده‌اید.

5

کلی‌گویی نکنید و از توصیف‌های خاص استفاده کنید                      :
از توصیف‌های ذهنی بپرهیزید و از توصیف ملموس استفاده کنید. عادت کنید در آثارتان از توصیف‌های خاص و جزئی استفاده کنید. البته در استفاده از جزئیات خاص نیز مثل چیزهای دیگر، باید اعتدال را رعایت کرد. از هر چیز خوب بیش از حد استفاده نکنید و یک عالم توصیف را روی هم تلنبار نکنید تا حاصل آن توصیف‌های ملال‌آوری شود که خوانندگان نمی‌خوانند. توصیفهای خاص تقریباً همیشه بهتر از توصیف‌های کلی است اما مواظب باشید که به خاطر شور و شوقی که نسبت به ارائه توصیف کامل دارید، از آن طرف بام نیفتید.

6

از گفت‌وگو و حادثه استفاده کنید نه روایت‌های طولانی

اثر روایت‌های طولانی ملال‌آور است. اما روایت چیست؟ روایت یعنی نقل داستان به جای نشان دادن داستان. صفحات تمان نشدنی که در آن‌ها اتفاقی نمی‌افتد و پر از توصیف است. نقل نکنید، نشان دهید! سعی کنید اتفاقات را نشان دهید. سه راه برای این کار وجود دارد  گفت‌وگو2 حادثه
3. لطیفه داستانی بامزه درباره‌ی یک اتفاق.

7

از صفت‌ها کمتر و از فعل‌های جاندار! بیشتر استفاده کنید                               :
صفت نوشته را ضعیف می‌کند و هر چه از صفات در مقاله یا داستان کمتر استفاده شود بهتر است. به جای آن نیرویتان را برای استفاده از افعال ذخیره کنید؛ چون قوت نثر یا حتی شعر خوب در افعال آن است. افعال جاندار را فقط می‌توان همراه متن‌هایی که در آن هستند جمع‌آوری کرد. به عبارت دیگر نمی‌توان فهرستی جداگانه از افعال جاندار تهیه کرد. چون قوت و قدرت این افعال بسته به رابطه آن‌ها با متن جملات است. چرا که فعل جاندار، فعل مهمی نیست بلکه فعلی عادی است که در جمله‌ای غیرعادی آمده است. اگر شما از فعل «شن‌کش کشیدن» استفاده کنید تا بگویید «مرد روی علف‌ها شن‌کش کشید»از این فعل استفاده‌ای عادی کرده‌اید؛ اما اگر آن را در فضای دیگر به کار برید و مثلاً بنویسید‌«چشمان مرد همچون شن‌کش بر بدن او کشیده شد» این فعل مفهوم تازه‌ای پیدا می‌کند و تبدیل به فعلی جاندار می‌شود.

8

از کلیشه، شعار و کلمات نخ نما استفاده نکنید                            :
علاوه بر قالبی‌نویسی، از شعارنویسی نیز باید پرهیز کرد. شعار حرفی بدیهی است که نه تنها پیش‌پا افتاده است بلکه نوشته را هم مبتذل، تعلیمی یا پُرطمطراق می‌کند. شاید یک موقعی چنین حرف‌هایی سخنانی نغز بوده است؛ اما از بس از آن استفاده شده، امروزه بدل به حرفی کهنه و قدیمی شده است. از وابسته‌های وصفی نیز استفاده نکنید. وابسته وصفی کلمه‌ای است که بیان واضح و قاطع را ضعیف می‌کند. کلمه‌ای آبکی است که حر‌ف‌های سلیس و رسا را بی‌اعتبار می‌کند. وابسته‌های وصفی کلماتی است مثل: صرفاً، فقط، مثل، اگر چه، همچنین، به علاوه، تقریباً، شاید، اگر، اما، هم، مگر اینکه، به نوعی و غیره. نویسندگان تازه‌کار از این کلمات زیاد استفاده می‌کنند

9

مضمون اثرتان را فراموش نکنید                  :  
منظور از نگارش یک مقاله، داستان، گزارش و شعر مضمون آن است و مضمون چیزی است که شما سعی دارید در اثرتان به خواننده بگویید (طرح داستان می‌گوید که چگونه اتفاقات رخ داده است). مضمون نوعی ریل مترو است که خواننده یک اثر را مستقیماً از ابتدای اثر به انتهای آن می‌برد. مضمون گاهی همان پیام داستان است اگر چه پیام داستان هرگز نباید بدیهی و آشکار باشد، بلکه باید پوشیده باشد و خواننده در انتهای داستان آن را کشف کند. به خاطر سپردن مضمون اثر به این معنی است که رئوس مطالب اثرمان را در ذهن داشته باشیم یا روی کاغذ بیاوریم. به علاوه لازم است نقشه‌ای داشته باشیم که بدانیم کجا می‌رویم. در غیر این صورت مجبوریم نوشته‌مان را در جایی که دلمان نمی‌خواهد، تمام کنیم.

10

فراموش نکنید که نوشته شما باید ابتدا، میانه و پایان داشته باشد                     :
اثر چه داستان باشد چه غیر داستان، باید مثل لباس‌هایی یک دست، چیز واحدی باشد و رنگ‌هایش با هم همخوانی داشته باشد. اگر شما با لباس قرمز و کلاه سفید شروع کنید و با کفش‌های سبز کار را تمام کنید، ظاهرتان یک دست نیست. داستان یا مقاله هم همین‌طور است. بگذارید خواننده فوری قوی‌ترین قسمت را بخواند. قوی‌ترین قسمت معمولاً چیزی گیراست که خواننده را با سر به داخل مطلب پرت می‌کند! وسط مقاله در حقیقت گوشت مقاله یا بدنه‌ی داستان است. در اینجاست که می‌توان طرح داستان را پیش برد و شخصیت‌ها را بسط داد. پایان اثر، در حکم جمع‌بندی و تمام شدن مطلب است. در اینجا باید همه‌ی نخ‌های شل مقاله را گره زد و همة سؤالات مطرح شده را پاسخ داد.

ده نكته بعدي در صفحه بعدي وبلاگ ديماه گذاشته خواهد شد .

...............................................................................................................................

فراخوان جشنواره ادبي

 

                                     يك مسابقه ادبي ويژه

                    قابل توجه طنز نويسان  و نويسندگان سياسي نويس

                        سايت ادبي زاگرس استوري برگزار ميكند

       جشنواره طنز با موضوع عملكرد اصولگرايان در ايران

 

قبل از هرچيز بايد خاطرنشان كرد كه اين يك فراخوان اصلاح طلبانه (دوم خردادي ) يا از اين دست نيست زيرا جريان اصلاح طلبي شايد تا حدودي براي ادبياتي ها و دوست داران ادبيات مقبول تر  باشد ولي هيچوقت ايده آل آن ها نبوده و نيست . نكته دوم كه بيانش بسيار ضروري تر به نظر مي رسد اين است كه اين فراخوان هيچگونه تلاشي براي سوق دادن ادبيات آزاد به سمت ادبيات سياسي و ايدئولوژيك ندارد و فقط و فقط اهداف زير را دنبال مي نمايد :

1. پرداختن به شاخه اي فراموش شده از ادبيات طنز به نام طنز سياسي.

2. استفاده از نگاه ظريف و موشكافانه نقد در شناسايي نقطه ضعف ها و مشكلات جامعه .

3. شناسايي استعدادهايي كه ممكن است در حوزه نقد سياسي وجود داشته باشند .

 

شرايط شركت در جشنواره :

1. جشنواره در چهار  قالب شعر(كلاسيك و نو ) ، داستان (داستان كوتاه و داستان كوتاه كوتاه )  يادداشت و مقاله برگزار مي گردد .

2. نويسندگاني كه مايل نيستند اسم آن ها مطرح شود مي توانند با نام مستعار در جشنواره شركت نمايند .

3. شركت براي عموم فارسي زبانان دنيا آزاد است .

4. آثار به صندوق الكترونيكي زاگرس استوري به نشاني zagrosstory@gmail.com  و با عنوان tanz ارسال شوند .

5. مهلت ارسال اثر تا پايان آذرماه 1387 بوده و قابل تمديد نيست .

 

محورهاي موضوعي جشنواره :

 

1. اصول گرايان و آموزش

2. اصول گرايان و پوشش جامعه

3. اصول گرايان و چاپ كتاب

4. اصول گرايان و سياست بين الملل

5. اصول گرايان و عدالت اجتماعي

6. اصول گرايان و صدا و سيما

7. اصول گرايان و اقتصاد ايران ( تورم ، مسكن ،‌اشتغال و...)

8. اصول گرايان و آزادي

9. اصول گرايان و مسئله سوخت

10. اصول گرايان و ورزش

11. انتخاب موضوع به تشخيص نويسنده

در پايان قابل ذكر است كه برگزاري اين جشنواره فقط به صورت اينترنتي بوده و همايشي را به دنبال نخواهد داشت . داوري آثار رسيده توسط اعضاي زاگرس استوري انجام خواهد شد . بعد از پايان مهلت ارسال اثر و داوري آثار ، برندگان در همين نشريه اعلام خواهند شد و در صورت بالا بودن كيفيت آثار يك شماره از نشريه زاگرس استوري به انعكاس آثار رسيده اختصاص خواهد يافت با اين توضيح كه تنها آثاري منتشر خواهند شد كه چارچوب طنز را پذيرفته و حدود آن را رعايت كرده باشند .

.........................................................................................................................

فراخوان جشنواره استانی - همدان - بهمن ۸۷

اداره كل فرهنگ و ارشاداسلامي استان همدان به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان رزن برگزار مي کند .

           دوازدهمين دوره جشنواره ادبي استان همدان

                        بهمن ماه 1387 – شهر خونگرم رزن

اداره ارشاد اسلامي شهرستان رزن به مناسبت فرارسيدن بهار انقلاب اسلامي در نظر دارد تا چون دوره دهم جشنواره استاني دووازدهمين دوره اين جشنواره را نيز به همت هنرمندان و نويسندگان و شاعران استان همدان برگزار نمايد.لذا از تمامي نويسندگان داستان و شاعران ساكن در استان همدان دعوت به عمل مي آيد تا با ارسال اثر اين اداره را در برگزاري هر چه بهتر اين اتفاق ادبي ياري نمايند.

اين جشنواره در دو قسمت داستان و شعر برگزار ميشود.

داستان :

  • هر نويسنده ميتواند در هر بخش از جشنواره 2 اثر را شركت دهد.
  • هر نويسنده ميبايست از هر اثر 2 نسخه تايپ شده ارسال نمايد.
  • هر نويسنده مي بايست همراه با اثر خود فرم اصلي يا كپي آنرا همراه اثر به دبيرخانه ارسال نمايد.

بخش شعر :

1-   اين بخش در دو قسمت  شعر نمايي و شعر كلاسيك  برگزار ميشود.

2-  هر نويسنده ميتواند در هر بخش از جشنواره 2 اثر را شركت دهد.

3- هر نويسنده ميبايست از هر اثر 2 نسخه تايپ شده ارسال نمايد.

4- هر نويسنده مي بايست همراه با اثر خود فرم اصلي يا كپي آنرا  به دبيرخانه ارسال نمايد.

بخش هاي مسابقه :

*امام و انقلاب

* آئيني

* انتفاضه و پايداري

* اجتماعي

* كودك و نوجوان

* آزاد

 

دوستان مي بايست آثار خود را به همراه فرم جشنواره كه در ادارات ارشاد شهرستانهاي استان موجود است حد اكثر تا 15 ديماه سال جاري به آدرس:

  رزن – اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي  – دبيرخانه جشنواره ادبي فجر .

ارسال نمايند.

مراسم اختتاميه اين جشنواره در يكي از روزهاي دهه فجر برگزار خواهد شد.

 

...............................................................................................................

www.mostafamirzaie.p@gmail.com

 

www.mostafa.mirzaie@yahoo.com

 

منتظر نظرات و پيشنهادات شما عزيزان هستيم.

داستانهايتان را براي مطالعه اعضاي انجمن ما ارسال نماييد .

...........................................................................

نوشته شده توسط داستان نویسان ملایر در شنبه 2 آذر1387 ساعت 2:17 بعد از ظهر | لینک ثابت |

                    جلسه پنجشنبه 14 /9/1387

جلسه اين هفته به مديريت مصطفي ميرزايي مسئول انجمن نويسندگان برگزار شد، ميرزايي پس از خوش آمد گويي به حضار در مورد نامه رسيده از طرف فرد ناشناسي به اداره ارشاد خبر داد كه از وضعيت مديريت انجمن هاي ادبي شكايت داشته . ميرزايي ادامه داد كه در اين نامه منتقد به نحوه شكل گيري باندها در انجمن ها اشاره كرده و افراد خارج ار باند ها را اضافه دانسته. ميرزايي گفت كه اين دوست به طور غير مستقيم از انجمن هاي شعر انتقاد كرده زيرا به مديريت كهنسال اين انجمن ها اشاره كرده و گفته كه فقط افراد قديمي و مربوط به باندهاي موجود اجازه خوانش شعر دارند .ميرزايي اين گونه حركات و انتقادات را لازمه حضور افراد در انجمن ها دانسته و از افراد حاضر در جلسه خواست تا مانند دوست منتقد ناشناس عيبهاي هيئت مديره انجمنها را بازگو كنند و البته نه به اينصورت كه به دست رئيس اداره برسانند بلكه به نحوي به دست مسئولين انجمنها بدهند. پس از اين صحبت ها ميرزايي از مجيد سيدين خراساني كه وظيفه مربيگيري اولين كارگاه داستان انجمن را به عهده داشته تقدير و از قبول شدگان اين كارگاه با اهداي گواهينامه درجه ( ب ) داستان نويسي و هدايايي تقدير به عمل آمد ، هيئت مديره انجمن از فاطمه شيراوند به خاطر چشم گير بودن فعاليتهايش در زمينه نوشتن داستان و كسب بالاترين نمره اين كارگاه به طور ويژه تقدير نمود. پس از مراسم فوق اولين داستان از خانم مهديه خالقوردي با نام (( صبحانه )) كه در زمينه داستان كودك و نوجوان بود شنيده و مورد نقد قرار گرفت. محمدرضا سبزواري با داستان (( آدمهاي دايره اي )) به نقدي اجتماعي پرداخته بود ، مسعود حسيني در جديدترين داستانش به موضوع روابط بين جوانان و والدين پرداخته بود و نام داستانش را نيز (( به تلافي همه كارهاي پدرم )) گذاشته . سحر جليل زاده يكي از پركارترين نويسندگان اين روزهاي انجمن نويسندگان داستان (( آش پشت پا )) خود را به مسئله دفاع مقدس ربط داده بود.پايان بخش جلسه داستان بدون نامي از سيما صوفي بود كه به علت كمبود وقت نقد و بررسي آن به هفته آينده موكول شد.

...............................................................................................

نوشته شده توسط داستان نویسان ملایر در شنبه 2 آذر1387 ساعت 2:9 بعد از ظهر | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
انجمن نویسندگان جوان ملایر
تاسیس : خرداد 1378

هیئت موسس :
مسعود سبزواری جوزانی
علیرضا روزبهانی
محمد عسگری

هیئت مدیره :
مصطفی میرزایی پیهانی
مسعود حسینی
فاطمه موسوی

مسئول انجمن :
مصطفی میرزایی پیهانی

نایب رئیس انجمن :
مسعود حسینی

روابط عمومی انجمن :
سعید حسین پور

مسئول امور اداری :
فاطمه موسوی
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
داستان (( فال )) نوشته مصطفی میرزایی در سایت زاگرس استوری
داستان (( دخيل )) نوشته مصطفي ميرزايي پيهاني در سايت آتي بان
داستان (تو ساده میشوی)مصطفی میرزایی در زاگرس استوری
نفرات راه یافته به دور نهایی مسابقه داستان و خاطره ملایر
فرصتی برای زنده ماندن نوشته مصطفی میرزایی در سایت کلاغ
آرشیو داستانهای نویسندگان جوان ملایر
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
نویسندگان
داستان نویسان ملایر
سعید حسین پور
فاطمه موسوی
مسعود حسینی
پیوندها
ابتدا ملاير را خوب بشناسيد
كافه داستان
داستانكده
نشريه داستانهاي زاگرس
انجمن نويسندگان كرج
انجمن داستان رودسر
انجمن ادبي قزوين
انجمن ادبي گناوه
انجمن ادبي اسفراين
انجمن ادبي تبريز
انجمن ادبي شاهين شهر
انجمن فرهنگي ادبي كاشان
انجمن نويسندگان كازرون
انجمن قلم ايران
انجمن قلم كردستان ايران
انجمن آفرينش داستان اصفهان
انجمن داستان مازندران
انجمن ادبي نور
انجمن ادبي نوشهر
انجمن داستان ايلام
انجمن داستان آبادان
اشعار مريم زندي
اشعار دكتر داوود بيات
اشعار محسن كريمي
اشعار مرتضي احمدوند
اشعار شبنم گودرزي
داستانهاي علي رضايي
داستانهاي استاد عليرضا روزبهاني
داستانهاي شهلا خيري
داستانهاي سعيد حسين پور
داستانهاي محمد رضا سبزواري
داستانهاي فاطمه موسوي
داستانهای سیامک احمدی
يادداشتهاي داود صفي
نشريه ادبي جن و پري
سايت جشنواره كشوري بانه
نشريه فرهنگي اجتماعي ( لر )
قصه خواني
خانه پدري
اولين سايت كودك و نوجوان ( نقاشي )
نشريه ادبي آتي بان
نشريه كلاغ
قالب بلگفا

طراح قالب
طراحی ودانلود قالب وبلاگ

کلیه ی مطالب وبلاگ 5shanbehhaanjm محفوظ است و کوپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز است. طراحی شده توسط یاس دیزاین

سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
رهگذرنامه Baznegar هزار و یکشب SHahrzad شهرزاد سورئالیست www.avayedel.com LOGO

Ads by Ydc.ir