|
انجمن نویسندگان جوان ملایر
داستان و درباره ی داستان
|
هایدگر و کوندرا و دیکنز
تصور کنید از فردا مللی که«غرب»نامیده میشوند با بمبهای هستهای از بین بروند و محو شوند.فقط آسیای شرقی و آفریقای پیرامون صحرا مسکونی باقی بمانند و در پی این فاجعه دست به نبردی بیامان غرب زدایی بزنند-تلاشی نسبتا موفق برای زدودن خاطرهء سیصد سال گذشته.اما این را هم تصور کنید که در کشاکش این غرب زدایی،شمار اندکی از دانشگاهیان، هر تعداد از یادگارهای غرب را که بتوانند حفظ کنند-هر تعدادی از کتب و مجلات و مصنوعات دستی و نسخههایی از آثار هنری و فیلمهای سینمایی و نوارهای ویدئو و سایر چیزهایی را که میتوان مخفی نگاه داشت. حال تصور کنید در حدود سال دو هزار و پانصد میلادی که خاطرهء این فاجعه از یاد رفته است،درهای مهر و موم شدهء مخفیگاهها باز شوند و دانشمندان و هنرمندان شروع به گفتن داستانهایی دربارهء غرب کنند.داستانهای فراوان و متفاوتی،با نتایج اخلاقی بسیار متفاوتی گفته خواهد شد.چنین داستانهایی ممکن است دربارهء افزایش مهارت تکنولوژیک،یا دربارهء توسعهء اشکال هنری،یا دربارهء تغییرات نهادهای سیاسی-اجتماعی،یا دربارهء تضعیف
ادامه مطلب [ سه شنبه 4 بهمن1390 ] [ ] [ گروه نویسندگان ]
[ ]
[ سه شنبه 27 دی1390 ] [ ] [ گروه نویسندگان ]
[ ]
وقتی ادبیات قربانی سیاست میشود
سعید کمالیدهقان؛ هفتهنامهی «شهروند امروز»، شمارهی ۲۹، ۲۵ آذر ۱۳۸۶ «ماریو بارگاس یوسا» هر چند سالها پیش در انتخابات ریاست جمهوری پرو نتوانست پیروز شود اما شبیه یک رئیسجمهور سرش شلوغ است. از شش ماه پیش برای گفتوگو با او تقاضا داده بودم و در نهایت پس از شش ماه، قبول کرد تا در مادرید اسپانیا تلفنی گفتوگو کند. سوم دسامبر یا به عبارتی دوازدهم آذر به محل سکونتش در اسپانیا تلفن کردم. انگلیسی را با لهجهی اسپانیایی صحبت میکرد و برخورد گرم و دوستانهای داشت. از این که شنید حدود ده اثرش به فارسی منتشر شده، شگفت زده شد و با صدای بلندی خندید: «ده کتاب؟!» بعد نام تکتک آنها را پرسید و دربارهی کیفیت ترجمهاشان سئوال کرد. در این میان به یاد آورد که چندتایی از ترجمههای فارسی را که استاد «عبدالله کوثری» – که جدای ترجمههای خوبش از آثار «یوسا»، مشورتهایش هم کمکم کرد – برایش فرستاده، دریافت کرده است اما فکرش را نمیکرده که تا این میزان در ایران محبوب باشد. گفتوگو حدود یک ساعت طول کشید و در این مدت با توجه کامل تمام سئوالها را میشنید و در بیشتر موارد هنوز سئوال تمام نشده، شروع به پاسخ دادن به آنها میکرد. از یکی دو هفته پیش از گفتوگو با «ماریو بارگاس یوسا» با خودم عهد کرده بودم که بعنوان آخرین سئوال شانسم را امتحان کنم و دربارهی آن ماجرای کذایی مشتزنی معروفش به «گابریل گارسیا مارکز» بپرسم. به همین خاطر، وقتی یک ساعتی گذشت و تقریبا سئوالات اصلیام را مطرح کردم، بعنوان مقدمهی اصل چیزی که میخواستم بپرسم دربارهی انشعاب سیاسیاش از «مارکز» پرسیدم و همینجا بود که نویسندهی زیرک آمریکای لاتین با خندهای که کرد فهماند که هیچ جور حاضر نخواهد شد دربارهی «مارکز» حرف بزند. مهلت دیگری نداد و محترمامه عذرخواهی کرد که باید در جلسهای شرکت کند و همچنان خواست تا این راز دوستانه پنهان بماند.
ادامه مطلب [ جمعه 22 مهر1390 ] [ ] [ گروه نویسندگان ]
[ ]
آنقدر خاك و كلوخههایِ نرم را كنار زد تا پنجه سیاه شده یك پا پیدا شد. چشمهایم را بستم و خواستم رویم را برگردانم كه گردنم نچرخید...
ادامه مطلب [ جمعه 22 مهر1390 ] [ ] [ گروه نویسندگان ]
[ ]
همه چیز از گاهی شروع می شود که همه خوابیم، توجهمان را از دست می دهیم و حضورمان کمرنگ میشود، کمرنگ میشود و کمرنگ تر، آنقدر کمرنگ که تو گویی هرگز نبوده ایم یا مجالی به بودن ممکنمان نمی شد، پس دوست هامان از دست می روند، خانه هامان از دست می روند و تنها می شویم بی آنکه مجالی داشته باشیم با خود اندیشه کنیم که چون حادث شد و بعد رنج می ماند و رنج و رنج با انبوهی از حس آزردگی که توضیحش ممکنمان نمی شود، پس هم امروز یا همین هفته بازگردیم، خانه های ویران را باز سازیم، دوستی همامان را تجدید کنیم و یک نقطه بگذاریم برای آمدن به سر خط و شروعی دیگر، خودتان چشم به راه خودتان هستید، هر پنجشنبه؛
[ جمعه 15 مهر1390 ] [ ] [ گروه نویسندگان ]
[ ]
مقنه ام را جلوی آینه مرتب می کنم وقتی کمی به عقب می کشمش تا صاف شود دسته ای از جلوی موهایم که تازه کوتاه کرده ام می افتد بیرون بدم نمی آید پریسا هر وقت موهایم از جلوی مقنه ام می ریزد بیرون می گوید دلبری گذاشتی بر میگردم که کوله ام را بردارم مادربزرگ نشسته ، قبل از اینکه فکر کنم الان موعظه اش شروع می شود اینجوری می خواهی بری مدرسه با اون لباس تنگ با اون موها لباسم تنگ نیست اما او حرفهایش را میزند من به سن تو بودم رنگ آفتاب و مهتابو ندیده بودم همونوقت دادنم شوهر حتی شوهرم هم ندیده بودم میدانم دروغ میگوید مادرم بارها گفته آنقدر منتظر شوهر مانده تا آخر پدربزرگ که یک پایش لنگ بوده پیدا می شود میگوید بچه ها هم بچه های قدیم و بعد یکریز از گذشته حرف میزند
ادامه مطلب [ شنبه 9 مهر1390 ] [ ] [ گروه نویسندگان ]
[ ]
ﺩﻳﺮﻭﺯ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺑﺎﻍ ﻗﺪﻡ ﻣﻴﺰﺩﻳﻢ. ﻋﺒﺎﺱ ﻫﻤﻴﻦ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﺪ، ﻳﻚ ﺯﻥ ﻭ ﻳﻚ ﻣﺮﺩ ﻭ ﻳﻚ ﺩﺧﺘﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺪﻳﺪﻥ ﺍﻭ ﺁﻣﺪﻧﺪ. ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﭘﻨﺞ ﻣﺮﺗﺒﻪﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲﺁﻳﻨﺪ. ﻣﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻣﻲ ﺷـﻨﺎﺧﺘﻢ، ﺩﺧﺘـﺮ ﺟـﻮﺍﻥ ﻳﻜﺪﺳـﺘﻪ ﮔـﻞ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﺁﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﻴﺨﻨﺪﻳﺪ،ﭘﻴﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻫـﻮﺍﻱ ﻣـﻦ ﺁﻣـﺪﻩ ﺑـﻮﺩ، ﺻـﻮﺭﺕ ﺁﺑﻠـﻪ ﺭﻭﻱ ﻋﺒﺎﺱ ﻛﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﻧﻴﺴﺖ ، ﺍﻣﺎ ﺁﻥ ﺯﻥ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺩﻛﺘﺮ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﺩ ﻣﻦ ﺩﻳﺪﻡ ﻋﺒﺎﺱ ﺩﺧﺘﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﻛﻨﺎﺭ ﻛﺸﻴﺪ ﻭ ﻣﺎﭺ ﻛﺮﺩ. ادامه مطلب [ چهارشنبه 6 مهر1390 ] [ ] [ گروه نویسندگان ]
[ ]
نخستین جشنواره سراسری داستان نقاشی و دومین جشنواره سراسری داستان کوتاه مهر همدان صبح روز جمعه 6 خرداد ماه با معرفی برترین های هر دو بخش به کار خود پایان داد . مجتمع فرهنگی و هنری ابوعلی سینای شهر همدان صبح روز 6 خردادماه میزبان برترین داستان نویسان کشور و مسئولین هنری استان همدان بود . به ابتکار انجمن داستان مهر همدان و حمایت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهرستان نخستین جشنواره تابلو نقاشی با موضوع برپایی نمایگاه نقاشی های الهام گرفته از داستانهای مینی مال بیش از 300 نویسنده از سراسر کشور و حتی چند کشور خارجی برگزار گردید . این جشنواره در کنار این رویداد مبتکرانه میزبانی دومین جشنواره داستان کوتاه را نیز در سطح کشوری بر عهده داشت . محمد حسین ترکمن مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان در خصوص جشنواره با خوانش چند داستانک به صورت فی البداهه از اهمیت داستان در مسائل گوناگون زندگی بشر امروز سخن گفت و داستان را در زمان حال بشر یکی از بزرگترین ابزار جهت بلندتر کردن صدای اعتراض به نا برابری های موجود دنیا دانست و وظیفه ی هنرمندان را در وضعیت کنونی تنها به وجود اوردن فضایی سراسر اتحاد دانست و ایشان را از نفاق و کاشتن بذرش بر حذر داشت . سپس فرماندار همدان نیز در سخنرانی کوتاه خود از وضعیت تاریخی و سیاسی یهود و صهیونیسم و فلسفه به وجود آمدن ایشان دانسته و بزرگترین رمز موفقیت ایشان را برای رسمی کردن قوانین سراسر تجاوز گونه شان خلق رمان توسط نویسندگان تحت حمایت اسرائیل دانست و ساخت فیلمهای با موضوع حق به جانب بودن اسرائیل . بعد از سخنرانی مسئولین سیاسی و هنری و اجرای زنده ی برنامه شاهنامه خوانی از 15 برگزیده دو بخش داستان کوتاه ( آزاد و ویژه ) و بخش داستانهای مینی مال با اهدای لوح و تندیس جشنواره به همراه جایزه نقدی تجلیل به عمل آمد . داوری هر دو بخش را تیمور آقا محمدی – مهدی حیاتی – مهدی ملامحمدی سه تن از نویسندگان موفق استان همدان بر عهده داشتند . از جمع 860 داستان کوتاه و داستانک از 5 نویسنده تقدیر شد و 10 نویسنده به کسب مقام های برتر جشنواره دست یافتند که سهم استان همدان از این 15 جایزه 6 مقام که سه جایزه از این جوائز را نویسندگان ملایری به ارمغان آوردند در بخش داستان کوتاه ازآقای داود صفی نویسنده ملایری برای خلق داستان (( حمام )) تقدیر به عمل آمد . در این بخش و در بخش آزاد جشنواره نویسنده داستان (( یکنفر اینجا مرده )) آقای مصطفی میرزایی پیهانی موفق به کسب مقام سوم جشنواره شد . در بخش داستانک نیز آقای مصطفی میرزایی پیهانی مقام سوم جشنواره را برای نوشتن داستانک (( گردانی بدون قمقمه )) را کسب نمود . انجمن نویسندگان جوان ملایر این رویداد بزرگ و میمون را به این دو نویسنده عزیز و کلیه ی داستان نویسان استان همدان تبریک عرض می نماید . [ شنبه 7 خرداد1390 ] [ ] [ گروه نویسندگان ]
[ ]
درست چهارم خردادماه 1386 اولین پیام وبلاگ انجمن نویسندگان جوان ملایر روی صفحه وب رفت . یادش بخیر مسعود سبزواری خیلی خوشحال شد . آنروز فکر نمیکردیم که چهار سال دوام بیاوریم . به همه ی بچه های انجمن تبریک میگیم و منتظریم تا 20 خردادماه که دوازدهمین سالروز تاسیس انجمن رو جشن بگیریم. [ چهارشنبه 4 خرداد1390 ] [ ] [ گروه نویسندگان ]
[ ]
دومین جشنواره کشوری داستان کوتاه مهر همدان و اولین جشنواره داستانهای کوتاه 60 ثانیه ای با همت انجمن داستان مهر همدان و اداره فرهنگ و ارشاد این شهرستان در سالن بوعلی همدان در حضور ریاست اداره ارشاد همدان و مسئولین هنری و نویسندگان این شهرستان آغاز به کار نمود این جشنواره 4 روزه از ساعت 9 صبح 3 خرداد ماه 1390 با افتتاح نمایشگاه نقاشی از آثار نقاشان همدانی آغاز شد . قرار است در طی برگزایر این نمایشگاه عصر شعر و جلسه ی نقد وبررسی اثار راه یافته به دور نهایی را نیز دبیرخانه صورت دهد . مراسم تجلیل از برگزیدگان هر دو جشنواره عصر روز جمعه 6 خردادماه در سالن بوعلی سینای همدان با معرفی بهترینهای این جشنواره کشوری برگزار خواهد گردید .
دبیرخانه این جشنواه اسامی راه یافتگان به دور نهایی جشنواره را اعلام نموده که در جمع این راه یافتگان آقایان مصطفی میرزایی پیهانی و داود صفی از انجمن نویسندگان جوان ملایر حضور دارند . اسامی راه یافتگان دور نهایی در ادامه مطلب موجود است . ادامه مطلب [ سه شنبه 3 خرداد1390 ] [ ] [ گروه نویسندگان ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |